همزاد، آشنای غریب

چاپ شده در مجله داستان شیراز- شماره 25- پاییز 1402

همزاد[1]، مفهومی در فرهنگ عامه جهان است که ریشه‌هایش را به سادگی در قدیمی‌ترین اسطوره‌ها، تابوها و آداب و رسوم تاریخ بشری می‌توان یافت[2] و همواره یکی از موضوعات مورد توجه هنرمندان بوده است که منجر به خلق آثار فراوانی در ادبیات داستانی و سینما شده است که معرفی‌ و بررسی سیر تحول تاریخی این آثار مجال دیگری را می‌طلبد.

این مقاله، در ادامه سلسله مقالاتی است که بنا دارد به ژانرهای مهم تاریخ ادبیات داستانی بپردازد و ریشه‌های شکل‌گیری قواعد ژانری آنها را با یاری گرفتن از نظریات روانکاوانه بررسی کند. پیشتر، مقاله‌ای با عنوان «خون‌آشام، طنین دلنواز تعارضات روان‌نژندانه»[3] به چاپ رسیده بود و این مقاله، دومین مقاله از این مجموعه است. در نتیجه از مقایسۀ بین این دو ژانر در مقاله حاضر بهره گرفته خواهد شد.

برخلاف ژانر خون‌آشام[4] که با کمبود ادبیات پژوهشی از منظر روانکاوانه روبرو بوده‌ایم، در ژانر همزاد ادبیات پژوهشی قابل توجهی وجود دارد. از کتاب همزاد اتو رنک گرفته تا مقالۀ برجستۀ امر غریب فروید[5] و بحث‌هایی که لکان در این باب دارد، تا مطالعات دیگری که نمونه‌هایی از آنها در همین پرونده ترجمه شده‌اند[6]. همین امر، موجب شده تا از تکرار مباحث مورد استفاده در آن مطالعات بپرهیزم و تنها بخش‌هایی را که جا دارد بیشتر مورد توجه قرار بگیرند را مؤکد کنم.

همزاد، در ادبیات داستانی معمولاً با جدا شدن یک بخش از وجود فرد (سایه، روح، تصویر در آینه و …) از خودش و جان گرفتن آن مستقل از خود فرد شناخته می‌شود. در کلاسیک‌ترین نمونه‌ها، این بخش از وجود فرد…

دانلود PDF کل مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *