چاپ شده در مجله داستان شیراز- شماره 27- بهار 1403
بدون شک یکی از زیرژانرهای محبوب سینمایی، «سرقت از بانک» است که خود در دستۀ بزرگتر زیرژانر سرقت و ژانر اکشن و جنایی قرار میگیرد. اگرچه این ژانر در رمانهای جنایی و اکشن هم حضور پررنگی دارد اما چنین آثاری کمتر ترجمه شدهاند و آشنایی هنردوستان ایرانی با این ژانر بیشتر از طریق سینما صورت گرفته است. با این حال، موضوع «سرقت از بانک» خود حامل مضمونهای غنی متعددی است که نباید از آن غافل شد و نادیده گرفته شدن این ژانر در صحنۀ هنر ایران جای تعجب بسیاری دارد. این ژانر پتانسیل پرداختن به موضوعاتی بسیار مهم و حیاتی از جمله فرهنگ شهرنشینی، جامعۀ صنعتی و تجاری، اختلاف طبقاتی، جنایت و … را دارد. بانک نمادی برجسته از جامعۀ مدرن است. نمادی از حضور و سیطرۀ عمیق لیبرالیسم و کاپیتالیسم. نمادی است که اختلاف طبقاتی درون جامعه را به خوبی بازنمایی میکند. علاوه بر این دلالتهای اقتصادی، سیاسی، جامعهشناسی و فلسفی، سرقت از بانک پای حقوق (جرمشناسی) و روانشناسی را هم به طور شدیدی به میان میکشد. از آنجا که مقالۀ حاضر، در ادامۀ سلسله مقالات بررسی ریشههای تثبیت ژانری از منظر روانکاوی نگاشته میشود[1]، در اینجا تمرکز بر پویاییهای ناخودآگاهی است که مخاطبان این ژانر را میخکوب میکند. چه عاملی به لحاظ روانشناختی در این جذابیت نقش دارد؟
اگر به آثار تولید شده در این ژانر نگاهی به اجمال بیندازیم، میتوان گفت که بار اصلی روایت بر دوش نظام پیرنگ است: روایتهایی که در آن بیش از خود شخصیتها، ماجرا و سلسلۀ حوادث است که اهمیت دارد و تعلیق و کشش بسیاری ایجاد میکند. «سرقت از بانک» میتواند کار یک نفر باشد یا چندین نفر، میتواند توسط فرد/افرادی آماتور انجام شود یا حرفهای، میتواند به رویارویی با نگهبانان یا پلیس منجر شود یا نشود، میتواند موفقیت آمیز باشد یا نباشد. بهرحال، قرار است به بانکی دستبرد زده شود.
آنچه قرار است مورد دستبرد واقع شود (طلا، پول، مدارک و …)، چیزی است ممنوع. دارایی شخصیت(ها) نیست. چیزی است متعلق به دیگری. دارا بودن طلا، پول و … برای شخصیت(ها) ممنوع نیست اما به چنگ آوردن چیزی که به دیگری تعلق دارد جرم محسوب میشود و وسوسۀ…