چاپ شده در مجله داستان شیراز- شماره 24- تابستان 1402
اندیشهها
بدون شک یکی از مهمترین منابع بررسی تاریخ اندیشۀ انسانی، هنر است. هنرمند به عنوان یکی از انواع اندیشمند، همواره در حال انتخاب موضوع اندیشهورزی خود و نسبتش با آن است. اگر جریان این اندیشهورزی هنرمندانه را پی بگیریم، میتوانیم از طریق مقایسۀ تحولات و تنوعات آنها، به نتایج آموزندهای دست یابیم.
من تاریخ اندیشهورزی هنرمندانه را در سه دستۀ کلی قرار میدهم: اندیشۀ کلاسیک که نمایندۀ آن آثار هنری کلاسیک است، اندیشۀ قدسی/دینی/حکومتی که نمایندۀ آن آثار دینی یا ایدئولوژیک مختلف همچون دورۀ بیزانس است و اندیشۀ رومانتیک که نمایندۀ آن آثار هنری رومانتیک است. این سه دسته را، سه شکل از جهانبینی انسان میتوان در نظر گرفت.
در اندیشۀ کلاسیک، آنچه در مرکز توجه اندیشمند/هنرمند است خردی فراانسانی است که از قوانین کلی و جهانشمولی همچون نسبتهای طلایی و اعتقاد به عالم مُثُل و بازنماییهای ایدئالیستی/مُثُلگونه ناشی میشود. در اندیشۀ کلاسیک، حقیقت، یعنی دستیابی به حالتهای مثالی. ابژههای پست و غیرمثالی مورد توجه قرار نمیگیرند و از صحنه اندیشه حذف میشوند. اعتقاد به یک حالت مثالی از ابژهها، اعتقاد به کمالی خللناپذیر و فاقد شکاف است.
هنر کلاسیک با ویژگیهایی همچون ایجاد حالت ایدهآلی از تعادل، توازن، تقارن، همآهنگی و هارمونی و ظرافت بر پایۀ خرد و منطق شناخته میشود. در هنر کلاسیک، نظم و سادگی اهمیت دارد و از موضوعات غافلگیرکننده اجتناب میشود. موضوعات مورد بازنمایی، ارزشهایی همچون شجاعت، قهرمانی، شرافت، خلوص و … هستند. سعی میشود اثر ساده و بدون معما باشد. معمولاً شخصیتهای بازنماییشده، شخصیتهای برجسته، قهرمانان، پادشاهان، خدایان و الهگان هستند.
در اندیشۀ قدسی/دینی/حکومتی، مرکز توجه هنرمند، یعنی آنچه در جهان ارزش توجه کردن دارد، خدا(یان)، پیامبران، قدیسان، پادشاهان و درباریان، آموزههای دینی، اصول اخلاقی و ارزشهای اجتماعی همخوان با حکومت یا دین است. حقیقت، چیزی نیست مگر خداوند/پادشاه و آنچه به او مرتبط است. در این اندیشه، سایر ابژهها و موضوعات جهان از توجه اندیشمند/هنرمند حذف میشود. در این نگاه، بر طبق نظر آگوستین زیبایی تنها نمادی…