چاپ شده در مجله داستان شیراز- شماره 24- تابستان 1402
اولین مواجهه با روایت «ضمیر دوم شخص مفرد»، مواجههای ژانری است. ما با نمونهای از الگوی خیاطی دوخت شلوار مردانه روبروییم که روی آن دستخط عجولانه و نامنظم دختر جوان، حسود و خیالبافی را میبینیم که نکاتی از کلاس و اطلاعاتی پراکنده، به همراه دل نوشتههای عاشقانهای از گفتگوی درونی با پسر موردعلاقهاش را روی آن یادداشت کرده است. این نکته اهمیت دارد که در اینجا، الگوی خیاطی با قرار گرفتن در نقش کاغذ سفیدی که روی آن داستانی نوشته میشود، کیفیات ویژهای را به اثر بخشیده و کاغذ سفید همواره پنهان، منفی و نادیده گرفتهشده را با صفحهای مثبت، پر و دلالتگر جایگزین میکند. این دلالتگری را در سطوح متعددی از روایت میتوان پی گرفت و هدف این نوشتار، بررسی یکی از این سطوح دلالتگری است، یعنی ترکیب ژانری آن (ژانر آموزشی در رمزگان نوشتاری) با ژانر داستان کوتاه.
هر دو ژانر (آموزشی و داستانی) در رمزگان گستردهتری قرار میگیرند که نام آن را میتوان رمزگان نوشتار دانست. رمزگان نوشتار، تنها با حروف الفبا یا نشانههای نمادین سروکار ندارد، بلکه در آن به فراوانی از نشانههای نمایهای و شمایلی، همچون تصویرها، رنگها، نمودارها و جدولها استفاده میشود. پس منظور از نوشتار، هر آن چیزی است که با عمل نوشتن سروکار دارد، حال میتواند بر روی کاغذ باشد، یا صفحات دیجیتال، یا کتیبههای سنگی یا دیوار یا پشت پاکت یک جعبه شیرینی. با این حال بایستی رمزگان نوشتار را از رمزگان مرتبط با نقاشی و کشیدن جدا کرد؛ اگر چه مرز باریک و قراردادی و سست آن را از همین الان هم میشود حس کرد و از آنجا که این به تنهایی نیازمند بررسی مفصلتری است که مجال دیگری را میطلبد، عجالتاً خود را به درک شهودی و قراردادیمان از آنچه نوشتار خوانده میشود محدود کرده و آن را به عنوان یک مفهوم قابل تکیه برای شروع بررسیمان به طور پیشفرض میپذیریم.
بدون شک، نوشتار خود را در ژانرهای متعددی نشان میدهد: ژانر آموزشی، که کتابهای درسی نمونههای خوبی از آنها هستند، ژانر داستانی، که شامل کتابهای داستانی میشود، ژانر خبری و روزنامهای، ژانر مجلات سرگرمی، علمی، تخصصی، پژوهشی، فرمهای اطلاعاتی، نامهنگاری اداری و غیراداری، چَت کردن و الیآخر. چگونه این ژانرها…