نشر پژوهشکدۀ فرهنگ و هنر معاصر حیرت
سال انتشار: 1404
بخشی از پیشگفتار کتاب:
در خرداد سال 1403 شمسی سرگرم نوشتن کتابی دربارۀ تأثیر هگل بر نظریۀ لکان بودم، کتابی که دوسه ماهی زمان را بر آن صرف کردم و برای کسب نظر دیگران و بازنویسی مجدد، آن را به دست دو تن از دوستان روانکاوم دادم. در فاصلۀ یکیدو هفته اما همهچیز تغییر کرد. کار با مراجعین مختلف بهنحو رضایتبخشی پیش میرفت؛ اما گاهاً روانکاوی راهی از پیش نمیبرد و مراجع تغییر چندانی نمیکرد. کتابی که نوشته بودم در پسزمینۀ ذهنم جریان داشت و باعث شده بود که نگاهی جدید به روان پیدا کنم. ازسویی بازخوانی نمونۀ موشمرد در آن کتاب مرا به الگویی رسانده بود که ذهنم را درگیر خودش کرده بود. درنهایت بخشی از تفسیر فروید بر یک مشکل موشمرد (ناتوانی تحصیلیاش در جهت اجتناب از تصمیمگیری برای ازدواج) جرقهای شد که به این پرسش اساسی بپردازم: اگر نشانگان و بازداری موشمرد جهت کنترلِ اقدامی بوده که او آن را ممنوع میدانسته، چرا در پدیدههای دیگر اینگونه نباشد؟
حاصل آن پرسش ابتدایی، پرسشهای بیشمار بعدی بود و دلگرمیام در تمام این مدت، نتایج بالینیِ امیدوارکنندهای بود که خودم و برخی از همکارانم با این تغییر رویه میگرفتیم. شواهد بالینی از این بازنگری حمایت میکرد؛ درنتیجه نیاز به اصلاحاتی اساسی در نظریۀ روانکاوی بود. فروید و لکان همچنان بزرگترین راهنمایان من بوده و هستند؛ اما شواهد بالینی میگفت تغییراتی نیاز است که از چشم آنها پنهان مانده است.
این تغییرات پیشنهادی در کتاب حاضر، متمرکز بر جایگانشناسی و پویاییشناسی نظریۀ فروید است و کمتر بر وجه اقتصادی آن تأکید میکند. دلایل آن بیشمار و اشاره به آنها تا حد زیادی بیفایده است. نکتۀ مهم در خواندن این کتاب آن است که هدف اصلی آن بازخوانی و بازنگری کار نظری فروید نبوده است؛ بلکه ناگزیر از دل تغییر نگاه در کار بالینی حاصل شده است؛ پس تنها تاجاییکه ضروری بوده به بررسی مسائل نظری روانکاوی در بخش اول پرداختهام، تا آنجا که بتوانم نشان دهم که این بازنگری ضروری است و فواید قابلتوجهی در درک پویاییهای روانشناختی دارد. بخش اول را میتوان مقدمهای برای بخش اصلی کتاب، یعنی بخش دوم آن تلقی کرد. در آنجاست که فرمولبندی خودم را ارائه دادهام و سعی کردهام تاجاییکه برایم ممکن است شواهد بالینی مختلفی را برای فهمپذیر کردن بخش نظری به کار گیرم…